پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

139

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

مشكلات زياد است ، دربر گرفته و در نتيجه دفاع از آن كار نسبتا سهلى است و از اين گذشته از دسترس دشمنان شاه به‌خصوص ترك‌ها نيز به دور است و شاه حق دارد آنجا را محل مطمئنى محسوب كند و در صورت بروز حوادث و وقايع احتمالى اطمينان داشته باشد ، دست‌كم مركز حكومت را در اين ايالت از دست نمىدهد و تخت و تاجش در امان مىماند . وى كوشش مىكند مازندران تا سرحد امكان پرجمعيت و زيبا شود و انجام اين قصد هم ، چندان دشوار نيست ؛ زيرا همان‌طور كه قبلا ذكر كردم ، زمين محل خود به خود حاصل‌خيز است و اگر تا به حال در آن كشت نشده و زير انبوه درختان جنگلى پنهان مانده ، به علت بىتوجهى مردم آن است ؛ مضافا به اين‌كه هيچ‌يك از حكمرانان پيشين ايران ، اقدامات فعلى شاه‌عباس را در اين خطه انجام نداده‌اند . وى فرح‌آباد را به عنوان مركز مازندران برگزيده و در نقطه‌اى كه شرح دادم شروع به ساختمان شهر كرده و نه تنها براى مسكون كردن اين محل و حومهء آن ، بلكه براى آبادانى ديگر شهرهاى مازندران كه سابقا همه خالى از سكنه بوده‌اند ، مردمان زيادى را از ملل و مذاهب مختلف بدان جا كوچ داده است . اين اشخاص قبلا ساكن مناطقى بودند كه يك موقع به دشمنان شاه تعلق داشت و وى آنها را به زور تصرف كرده است . براى نمونه مىتوان بسيارى از اراضى ترك‌ها و سرزمين گرجستان را ذكر كرد كه شاه با جنگ به دست آورده و بعد از فتح آنها ، مردمش را به مازندران و حتى اصفهان و نقاط ديگر قلمرو خود ، سوق داده است . در بين اين افراد ، تعداد غيرقابل تصورى مسيحى هستند كه هنوز به مذهب خود وفادارند و شاه نيز كوششى براى تغيير مذهب آنان انجام نمىدهد ؛ ولى عده‌اى نيز براى پول و علل ديگر ، دست از دين و آيين خود شسته‌اند . مردم فعلى مازندران را تعدادى از ساكنان قبلى قسمت‌هاى ديگر ايران نيز تشكيل مىدهند كه سرزمين‌هاى آنان در معرض اشغال دشمنان بوده ، يا به دلايلى به ويرانى گراييده است ؛ مثل ارمنىهاى مسيحى كه مجاور ترك‌ها و در معرض تاخت و تاز آنان بودند يا مسلمانان آذربايجانى ايالت شيروان كه وضع مشابهى داشتند . به‌طور كلى شاه از هر جا كه لازم دانسته ، مردمان زيادى را به مازندران منتقل و ساكن اين محل كرده است و براى اين كه فقير نمانند و گرفتار تنبلى نشوند ، به همهء آنان زمين داده و وادارشان كرده است همان كارهايى را كه در موطن خود انجام مىداده‌اند ، اكنون نيز انجام دهند به طورى كه در مازندران هنرهاى دستى زيادى كه قبلا وجود نداشت به وجود آمده و وضع زمين در اثر كشت و زرع تغيير بسيار كرده و شاه نيز به اقدامات مفيد خود در اين راه مرتبا ادامه مىدهد .